سرمایکس
sarmayex Coin icon

پیتزا بزن، بیت کوین ببر!

شروع بازی
video thumb

مک آفی: تا پنج سال آینده اکثر مردم جهان به ارزهای دیجیتال روی خواهند آورد

برای آن دسته از افرادی که با دنیای ارزهای دیجیتال آشنایی ندارند، نام «جان مک آفی» یاد آورد امنیت سایبری و نرم افزارهای آنتی ویروس McAfee است. اما دنیای ارزهای دیجیتال و بلاک چین، وی را به عنوان یکی از نظریه پردازان این حوزه شناسایی کرده که خط فکری او تاثیر زیادی بر این حوزه دارد. مطلب حاضر، گفتگوی خبرنگار نشریه کوین تلگراف با مک آفی است که در کوبا، جایی که وی برای فرار از دست مالیات و آنچه دخالت دولت در حریم خصوصی اقتصادی مردم می خواند در آنجا زندگی می کند. متن کامل این گفتگو در ادامه تقدیم حضور می گردد:

وقتی برای قرار مصاحبه به مک آفی رسیدم، وی بر روی نیمکتی بیرون یک کافه در در کوبا نشسته بود، جایی که درختان نخل و آسمان آبی پشت سر وی واقعا تصویر زیبایی را در ذهن انسان ایجاد می کرد.
ما در خصوص موضوعات زیادی با مک آفی صحبت کردیم، از تصمیم وی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به عنوان کاندیدا گرفته تا رابطه مک آفی با دولت آمریکا، ارزهای دیجیتال و اینکه نهایتا چرا چنین فرد میهن پرستی در تبعید آن هم در کوبا به سر می برد.

* شما اخیرا در پیام توئیتری خود نوشته اید که لیبرا در حقیقت تحریفی غریبانه از مقصود اولیه ارزهای دیجیتال یعنی آزادی اقتصادی است…
لیبرا یک ابزار شناسایی هویت دیجیتال و جهانی است که در هیبت ارز دیجیتال ظاهر شده است. به این معنا که هر آنچه شما انجام دهید را می توان تحت نظارت کامل قرار داد. من اکنون به حفظ حریم خصوصی اعتقاد دارم و حتی طرفدار عدم افشای هویت افراد در تراکنش های مالی هم هستم. و شما باید متوجه اهمیت موضوع ارز باشید. اگر ما آزادی ارزی نداشته باشیم، پس هیچ گونه آزادی هم نخواهیم داشت.
برای به دست آوردن این آزادی، باید یک سیستم غیر متمرکز داشته باشیم و سیستمی داشته باشیم که در بر گیرنده درجه ای بالا از حریم خصوصی باشد؛ چراکه بدون حریم خصوصی همچنان تحت کنترل دیگران باقی خواهیم ماند. وارونه کردن مفهوم حریم خصوصی به این معناست که هر آنچه شما انجام میدهید قابل شناسایی است. این همان کاری است که فیس بوک در پروژه لیبرا به دنبال آن است. لطفا در نظر داشته باشید که استفاده از ارز دیجیتال فیس بوک به این معناست که هر چه ما طی ۱۰ سال گذشته برای آن کار کرده ایم از بین خواهد رفت. پس متوجه ماهیت آن باشید و بگذارید هر کاری می خواند انجام دهند، اما به خاطر خدا لیبرا را در ذهن خود به عنوان ارز در نظر نگیرید. این کار به معنای پایان آزادی و پایان حریم خصوصی شما خواهد بود.

* الان شما در کوبا زندگی می کنید. آیا شما شاهد استفاده از ارزهای دیجیتال در این کشور و یا ارتباط مردم با ارزهای دیجیتال یا بلاک چین بوده اید؟
خوب اول این را در نظر داشته باشید که کوبا کشوری بسیار منحصر به فرد است. این کشور، تنها کشور کمونیست در دریای کارائیب و نزدیکترین کشور کمونیست به آمریکا است. ارز دیجیتال تاثیر بسیار کمی بر روی اقتصاد کوبا و مردم این کشور داشته است. و بسیاری از مردم چیزی در مورد ارزهای دیجیتال نمی دانند و فهم مشخصی از آن ندارند.
بنا به دلایل امنیتی من مجبورم دهانم را بسته نگه دارم و تنها در خصوص ارزهای دیجیتال در بخش های دیگر دنیا صحبت کنم. چاره دیگری جز این ندارم. اما جایی هم برای رفتن ندارم. زمانی که از آمریکا خارج شدن به باهاماس رفتم و دلیل کارم این بود که آمریکا مرا به خاطر نپرداختن مالیات جریمه کرده بود. از نظر من، تمامی این اقدامات آمریکا غیر مشروع و غیر قانونی است.
من به این خاطر به باهاماس رفتم که آنجا مجبور به پرداخت مالیات نبودم. بر اساس مفاد حقوق بین الملل، کسی نمی تواند شما را به اتهام جرمی که در آن کشور جرم به حساب نمی آید، از آنجا اخراج کند. پس اگر نباید در باهاماس مالیات پرداخت کرد، پس نپرداختن آن نیز جرم محسوب نمی شود. از طرف دیگر، در آمریکا بسیاری از جرایم مانند پولشویی، قتل و اخاذی صورت می گیرند که در بسیاری از کشورهای دیگر جرم محسوب شده و اگر این چنین باشد، من باید به خاطر این جرایم اخراج می شدم (نه نپرداختن مالیات). آنها می خواستند در باهاماس مرا به همین دلایل تحت تعقیب قرار داده و به آمریکا بازگردانند تا به دلیل نپرداختن مالیات مجازات شوم. به همین خاطر من به کوبا آمدم. کوبا هیچگاه اقدام به اخراج یک شهوروند آمریکایی از این کشور نکرده و اگر من اخراج شوم، این دیگر یک مورد استثنا خواهد بود.

* آیا ممکن است کمی بیشتر در خصوص مواضع خود در قبال مالیات بر درآمد توضیح دهید؟ چرا معتقد هستید که این اقدام دولت آمریکا (اخذ مالیات) غیر قانونی است؟
اگر شما قرار باشد ۲۵ درصد از درآمد من را ضبط کنید، پس با این حساب من برای شما یعنی دولت به میزان یک فصل و یا یک سوم سال در حال کار کردن هستم. به نظر من این موضوع مرا برای ادامه زندگی با مشکل مواجه کرده و انگیزه ام را سلب می کند.

* شما از شرایط تبعید اقدام به راه اندازی کمپین ریاست جمهوری خود کرده اید. اساس تبلیغات و ایده آل های شما موضوع آزادی اقتصادی بوده که در خصوص آن هم توضیحاتی داده اید. اما از سوی دیگر، کوبا در واقع از موضوع آزادی اقتصادی و جدول رتبه بندی برای آن بسیار دور است. تعجب من اینجاست که شما چطور تناقض بین این دو موضوع را مدیریت خواهید کرد.
این چنین نیست. اجازه بدهید از شما بپرسم که چه کسی این جدول را تدوین کرده است؟ آیا از کوبا هم برای تنظیم آن نظر سنجی شده است؟ آیا مردم شخصا به کوبا آمده اند و از نزدیک شرایط این کشور را مورد مطالعه و بررسی قرار داده اند؟ بگذارید مطلبی را عرض کنم: کوبا کار خلاقترین جامعه ای را دارد که من تا به حال دیده ام.
بله، مسلما دولت محدودیت هایی برای بسیاری از چیزهایی که شما به آنها زندگی می کنید تعیین می کند. اما در کوبا ما شاهد یک سیستم خلاق اقتصادی هستیم که پیشتر در هیچ کجای جهان ندیده ایم. این دقیقا همان سیستمی است که در شوروی کمونیستی وجود داشت.
همانطور که می دانید، اکثر مردم اینجا ماهانه ۲۰ دلار درآمد دارند اما با اینحال اتومبیل ۶۰ هزار دلاری می خرند. اما می دانید چطور این کار را انجام میدهند؟ آنها این کار را با استفاده از خلاقیت خود و پایبندی به قوانین دولت انجام میدهند و به همین خاطر زندگی خوبی دارند.
در ذهن داشته باشید که آمریکا برای ۶۳ سال کوبا را تحت سخت ترین تحریم های خود قرار داده است. آنها نمی توانند مصالح ساختمانی وارد کنند، حتی نمی توانند رنگ مورد نیاز برای نقاشی ساختمان های خود را وارد کنند. آنها نمی توانند قطعات مورد نیاز برای تعمیر اتومبیل خود را تامین کنند.
یکی از همان روزهای نخستین که به کوبا آمده بودم، به یک سوپر مارکت رفتم تا فندک بخرم. فروشنده مغازه یک فندک بیک یکبار مصرف به من داد که وقتی به انتهای آن نگاه کردم، متوجه وجود چندین نقطه شدم. از فروشنده پرسیدم که اینها چیست؟ گفت که این فندک های یکبار مصرف هر بار مجددا پر می شوند و مورد استفاده قرار می گیرند. آنقدر پر می شوند تا از کار بیفتند. تقریبا ۱۰ بار می شود هر فندک را پر کرد که برای هر بار پر کردن فندک باید مبلغ ۰٫۱ دلار پرداخت کرد. در صورتیکه اگر بخواهید فندک نو از همان جنس را بخرید، باید ۲ دلار پرداخت کنید. خدای من، تا به حال این میزان خلاقیت را در یک جا ندیده ام.
آنها (آمریکا) هواپیما، بمب و کشتی های جنگی دارند. این آنها هستند که باید و نبایدها را برای دنیا تعریف می کنند. آنها فکر میکنند پلیس کل جهان هستند. پس در کوبا گفته می شود که محصولات آمریکایی نخرید و به همین خاطر است که در ته جدول رتبه بندی قرار گرفته اند. شما از کجا می دانید؟ بیایید اینجا و نگاه کنید.

* به نظر شما برای اینکه مردم در مقیاس وسیع ارزهای دیجیتال را بپذیرند چه باید کرد؟
ما باید سطح کنشگری خود را تا اندازی زیادی خوش کاربرد کنیم. شما نمی توانید برای تعمیر لوله منزل خود لوله کش بیاورید و برای پرداخت دستمزد وی، به او ارز دیجیتال بدهید. چراکه مجبور خواهید بود از یک کد ۱۵۰ عددی در قالب یک آدرس استفاده کنید. پس باید یا آن را کپی کنید و یا از آن عکس بگیرید. این مردم را می ترساند.
ما نیازمند چیزی هستیم که اسم داشته باشد. مثلا فرانک اسمیت. اوکی، حالا من می خواهم ۵۰ بیت کوین به حساب فرانک اسمیت منتقل کنم. به هر حال ما فکر نمی کنیم که ارزهای دیجیتال رابط کاربری منسبی داشته باشند. منظورم این است که باید یک رابط کاربری قوی وجود داشته باشد تا بتوان با این ارزها همه چیز خرید.
من فکر می کنم اکثر مردم تا پنج سال آینده اقدام به خرید ارزهای دیجیتال خواهند کرد. یعنی مثل همین حالا که شما اتومبیل و خانه می خرید، بسیاری از اینها تا آن زمان با ارز دیجیتال خرید و فروش خواهند شد، حتی بسیاری از خدمات.
به نظر من طی دو سال آینده، تعداد مشاغلی که اقدام به پذیرش ارزهای دیجیتال به عنوان ثمن معامله میکنند و مینطور مردمی که از این ارزها برای معامله استفاده می کنند، به دو برابر افزایش خواهند یافت.

* اما مردم نیاز به متقاعد شدن در این خصوص دارند که استفاده از ارزهای دیجیتال برای آنها بهتر از ارزهای فیات است.
بگذارید یک مثالی بزنم تا متقاعد شوید. فرض کنیم من با فردی در انگلیس یا آلمان یا هر کشور دیگری مبادله تجاری دارم و برای اینکه کارم را آغاز کنم باید پرداخت خود را انجام دهم. خوب برای این کار باید از تخت خوابم به بیرون بیایم، لباس بپوشم، سوار اتومبیلم شوم و به سمت بانک بروم. تعدادی فرم پراخت پر کنم، آنها را امضا کنم و دستور رئیس را بگیرمو تازه آنها بگویند باشه، تا ۲۴ ساعت دیگر در حساب طرف خواهد بود.
اما می توانم به جای همه اینها، در تخت خوابم بمانم، گوشی موبایلم را بردارمیک کد ۱۵۰ رقمی را کپی کنم و دکمه ارسال را فشار دهم و دوباره برگردم تا به خوابم ادامه دهم. برای تمامی این کارها تنها ۶۰ ثانیه زمان نیاز دارم. حالا انتخاب با شماست که کدام روش را انتخاب می کنید.

* اخیرا، «متی گرینزپن» گفته که به احتمال ۸۶ درصد، تا سال ۲۰۲۰ ارزش بیت کوین به بالای ۵۰ هزار دلار خواهد رسید. نظر شما در این خصوص چیست؟
خیر، هر کسی با هر میزان دانش و توانایی محاسبه می تواند تمامی تراکنش های انجام شده سالانه در جهان را بررسی کند. حالا نگاهی به میزان دلار، ین، پوند، یورو و یوآن های موجود در بازار جهان بیندازید. تمامی اینها چیزی حدود ۲ هزار تریلیون دلار خواهد شد. اما ما تنها ۲۱ میلیون بیت کوین داریم که از ۷ کیلیون عدد از آنها برای همیشه از بین رفته اند. اگر بیت کوین تنها ارز جهان می بود، آنگاه قیمت هر بیت کوین چیزی حدود یک تریلیون دلار می شد.اما اکنون که این ارز دیجیتال، تنها ارز موجود در جهان نیست. پس چنین ادعایی به لحاظ منطق ریاضی شدنی نیست. متوجه این موضوع باشید که بازار الان، یک بازار ساختگی است. هر قدر بیت کوین ارزش بیشتری پیدا می کند، این بازار کمتر ساختگی و بیشتر حقیقی خواهد شد. پس باید گفت چنین چیزی اساسا غیر ممکن خواهد بود. پس لطفا به مدرسه برگردید و ریاضی کلاس چهارم را مجددا پاس بفرمایید!

  • sarmayex social media
  • sarmayex social media
  • sarmayex social media
  • sarmayex social media
  • sarmayex social media
version