با توجه به آنکه نام بیت کوین اخیراً به دفعات فراوان در تیتر اخبار آمده است، بسیاری از مردم اکنون دیگر با عبارت ارزهای کریپتو آشنایی دارند. ارزهای کریپتو در واقع ارزهای دیجیتال هستند که در رابطه با محبوبیت آنها سؤالات بسیاری مطرح شده‌اند.

 

ارزجو : جهت درک و شناخت ماهیت ارزهای دیجیتال باید درباره معنا و مفهوم پول تأمل نمود. ما پول را بر اساس کاری که برای ما انجام می‌دهد ارزش‌گذاری می‌کنیم و در عین حال اینکار را به صورت خودکار انجام می‌دهیم درست مثل وقتی که نفس می‌کشیم.

ما طی قرن‌ها از انواع ارزها جهت معامله و خرید استفاده کرده‌ایم؛ ارز ابزاری برای مبادله است و معمولاً ما آن را پول واقعی (fiat money) می‌نامیم. عبارت پول واقعی را در قالب پول رایج که توسط دولت اعلام می‌شود استفاده می‌کنیم. در زبان لاتین، واژه «fiat» معنی «باید باشد» را می‌دهد. با این حال، پول همیشه مثل امروز به شکل یک تکه کاغذ پر نقش و نگار نبوده است. پول در مقاطعی به شکل پَر، سنگ، و حتی صدف بود.

ارزش پول وضعیت یا ظاهر آن بستگی داشت و گاهی اوقات صرفاً به خاطر زیبایی یا فایده آن ارزش‌گذاری می‌شد. با این حال، ارزش واقعی پول در نهایت به دسترس‌پذیری آن بستگی داشت، زیرا تهیه یا تولید آن اغلب سخت و دشوار بود.

 

تفاوت میان ارزهای دیجیتال و پول واقعی

پول در طول اعصار شکل و شمایل جدیدی به خود گرفته است. این تکامل و تحول بی‌شک جالب توجه بوده و شاید به همین دلیل است که ارزهای دیجیتال امروزه پرطرفدار شده‌اند. بیت کوین و بسیاری از رقبایش جزو ارزهای دیجیتال و غیرمتمرکزی هستند که به شیوه رمزنگاری (امضای دیجیتال) ایمن شده‌اند و در برخی موارد ناشناس نیز هستند.

تفاوت اصلی میان ارزهای دیجیتال و پول واقعی در این است که پول واقعی از حمایت دولت برخوردار است. با این حال، پول واقعی از پشتوانه ذخایر فیزیکی (برخلاف گذشته) برخوردار نیست که این در واقع وجه مشترک آن با ارزهای دیجیتال است. ارزش پول واقعی به این بستگی دارد که ما چقدر قبولش داریم.

بی‌شک، وقتی دولت یک ارز را به عنوان واحد پولی رایج اعلام می‌کند ما به آن اعتماد داریم، اما چرا دولت از پول واقعی حمایت می‌کند؟ بانک‌های مرکزی نقش بسزایی در این زمینه ایفا می‌کنند، زیرا آنها تنظیم عرضه پول را تحت کنترل خود دارند و آنچه را که به زعم آنها مورد نیاز اقتصاد است چاپ می‌کنند. آنها همچنین بر دیگر مؤسسات مالی نظارت دارند و با ارائه خدمات ملی به آنها نقش «بانکِ بانک‌ها» را ایفا می‌کند. خلاصه کلام اینکه، بانک‌های مرکزی عرضه پول را کنترل می‌کنند. در آمریکا بانک مرکزی را فدرال رزرو می‌خوانند. فدرال رزرو در سال ۱۹۱۳ با هدف کاستن از بحران‌های مالی و بانکی تأسیس شد.

 

محبوبیت ارزهای دیجیتال پس از بحران مالی

بیت کوین داستان مشابهی دارد از آن جهت که ارزهای دیجیتال به دنبال بحران مالی سال ۲۰۰۸ در آمریکا محبوبیت پیدا کردند. بحران مذکور موجب بی‌اعتمادی به سیستم بانکی شد و به اعلام ورشکستگی بعضی‌ها از بانک‌ها انجامید. این امر نارضایتی بیش از پیش شهروندان را رقم زد. بحران مالی مشکلات مرتبط با نگهداری پول از طریق یک سیستم کنترل دولتی متمرکز را نمایان ساخت و به پیدایش ارزهای دیجیتال کمک کرد.

 

استواری بر روی یک سیستم ریاضیاتی

بیت کوین که در سال ۲۰۰۹ ابداع شد اولین ارز دیجیتال در آن مقطع به شمار می‌رفت و قیمت آن ۰۰۰۱/۰ دلار بود. سیستم ورای بیت کوین نه بر مبنای مؤلفه‌های فیزیکی نظیر طلا یا نقره یا اعتماد به یک دولت بلکه بر مبنای ریاضیات استوار است.

جهت درک و شناخت ارزش کنونی ارزهای دیجیتال باید ببینیم این ارزها چگونه عمل می‌کنند. ما می‌دانیم که ارزهای دیجیتال به صورت غیرمتمرکز هستند، زیرا هیچ بانک یا دولتی آنها را کنترل نمی‌کند. پس چه کسی این ارزها را کنترل می‌کند؟ پاسخ ساده اما در عین حال پیچیده است. از آنجا که هیچ واسطه‌ای وجود ندارد، معاملات به شکل همتا به همتا و بدون دخالت شخص ثالث صورت می‌گیرند و هیچ فردی شبکه را کنترل نمی‌کند. هر زمان که یک معامله اتفاق می‌افتد این معامله به دفتر کل اضافه می‌شود و دفتر کل به رشد خود ادامه می‌دهد. این در واقع همان بلاک چین است که سیستم را تغذیه می‌کند.

 

راستی آزمایی معاملات

همنوعان یا استخراج‌گران در قالب مجموعه رویدادهایی که معادلات پیچیده ریاضی با بهره‌گیری از ابررایانه‌ها را شامل می‌شوند تک تک معاملات را مورد راستی آزمایی قرار می‌دهند. برای ارسال یک واحد ارز دیجیتال (یا بخشی از یک واحد آن) برای کسی، سیستم ابتدا تائید می‌کند که شما چنین مبلغی را در حساب خود دارید. سیستم سپس معامله را تا ریشه رصد می‌کند تا انجام یک معامله امن و ایمن را تضمین کند و از هزینه کرد مضاعف ممانعت به عمل بیاورد.

برخلاف بانک‌های سنتی که دفتر کلشان خصوصی است، دفتر کل ارزهای دیجیتال از ماهیت عمومی برخوردار است و هر رایانه برخوردار از نرم‌افزار مربوطه که به شبکه متصل است می‌تواند به آن دسترسی داشته باشد. دفتر کل مذکور دارای یک برگه جاری برای هر کاربر و معاملات وی است (فرض کنید همه دفاتر کل با یکدیگر هماهنگ می‌شوند تا به‌روز باقی بمانند).

شبکه به کاربرانی متکی است که نرم‌افزار (بلاک چین) را ۲۴ روز و هفت روز هفته به اجرا می‌گذارند و همچنین به استخراج‌گرانی که با اجرای خدمات مفید و سودمند آن را امن و ایمن می‌سازند. آنها سکه‌ها را «استخراج» می‌کنند، به عملکرد بی‌عیب و نقص سیستم کمک می‌کنند، و امنیت شبکه را تأمین می‌کنند. «استخراج» در واقع فرآیند خلق بیت کوین‌های جدید است و استخراج‌گران نقش حیاتی در راستی آزمایی معاملات ایفا می‌کنند. آنها در ازای کارشان حق‌الزحمه دریافت می‌کنند (که به صورت اختیاری است) و اگرچه یک فرمول ثابت در این زمینه وجود دارد، اما آنها همچنین سکه‌های «جدید» استخراج کرده و به آنها موجودیت می‌بخشند.

 

عرضه محدود

عرضه بیت کوین به ۲۱ میلیون سکه محدود است و این ۲۱ میلیون سکه را می‌توان به زیرمجموعه‌های دارای حداکثر هشت رقم اعشاری تقسیم نمود (کوچک‌ترین واحد بیت کوین در حال حاضر ۰۰۰۰۰۰۰۱/۰ یا یک ساتوشی (Satoshi) است که بر اساس بنیانگذار آن نام‌گذاری شده است). برعکس، پول واقعی از لحاظ نظری فاقد محدودیت عرضه است زیرا حجم نامحدودی پول را می‌توان چاپ کرد.

ارزش هر بیت کوین به میزان اعتقاد ما به آن (هرچه که پذیرش آن نزد کاربران بیشتر باشد ارزش آن نیز بالاتر است) و قانون عرضه و تقاضا بستگی دارد. با افزایش تقاضا و کاهش عرضه، ارزش یا قیمت آن بالا می‌رود و البته برعکس این نیز صادق است. مشکل این مدل در حال حاضر به ارزش بازاری کنونی آن مربوط می‌شود از آن جهت که قیمت بیت کوین ناپایدار و متغیر است، اما خبر خوب این است که با توجه به عرضه محدود و خلق حساب شده بیت کوین، تقاضا از سطح تورم تبعیت می‌کند و قیمت را مشخص می‌سازد.

منظور این نیست که بیت کوین هیچ عیب و نقصی ندارد. دستکاری قیمت، خطر افت ارزش، و سلطه رقبا در کنار بی‌ثباتی ارزهای دیجیتال از جمله ریسک‌های مرتبط با اینگونه ارزها به شمار می‌روند. عناوین خبری اخیر نشان داده‌اند چقدر قیمت بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال ممکن است ظرف یک هفته تغییر کند.

 

آیا ارزهای دیجیتال حباب هستند؟

یکی از سؤالات مهمی که به ‌واسطه ناپایداری و بی‌ثباتی ارزهای دیجیتال مطرح می‌شود این است که آیا این ارزها حباب هستند؟ ما با حباب‌ها آشنا هستیم که جدیدترینشان حباب بخش مسکن در آمریکا بود که در سال ۲۰۰۶ به اوج خود رسید. حباب زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت یک دارایی به میزان قابل توجهی بالاتر از ارزش ذاتی آن است.

حباب‌ها بر مبنای ناباوری، تمایل به فاصله گرفتن از تفکر معقولانه، و باور به واقعی بودن آنچه که تجربه می‌کنیم استوار است. بسیاری از حباب‌ها پنج مرحله دارند که با مرحله جابجایی یا «دل باختن» آغاز می‌شود. در پی آن مرحله شکوفایی می‌آید که ترس از جا ماندن در آن نقش ایفا می‌کند و تقاضا موجب افزایش قیمت‌ها می‌شود. پس از آن مرحله رضایتمندی قرار دارد که در قالب آن فرد می‌خواهد ثابت کند ارزش مشاهده شده واقعی است.

مرحله کسب سود در پی آن قرار می‌گیرد و در آن برخی سرمایه‌گذاران علائم ضعف را مشاهده کرده و سعی می‌کنند سود و منفعت خود را عملی سازند. نهایتاً هول و هراس سایه می‌افکند و حباب می‌ترکد. قیمت‌ها به همان سرعتی که رشد کرده بودند یا سریع‌تر از آن سقوط می‌کنند و بسیاری زیان می‌بینند و سرخورده می‌شوند. هنگامی که در درون یک حباب گرفتار آمده‌اید به آسانی نمی‌توان وجود حباب را شناسایی نمود.

 

فردا چه چیزی با خود به ارمغان می‌آورد؟

هیچکس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند و ما نمی‌دانیم یک ارز دیجیتال فردا چه قیمتی خواهد داشت یا اینکه اصلاً سال دیگر همچنان وجود دارد یا نه. این امر در مورد هر دارایی، کالا، یا ارز دیگری صادق است.

آنچه که ما از آن مطمئن هستیم این است که بیت کوین از سال ۲۰۰۹ که معرفی شد رشد را تجربه کرده که یکی از دلایل آن وجود تقاضا برای آن بوده است. با اینکه مالکیت یا معامله بیت کوین غیرقانونی نیست، اما بسیاری از مردم مشروعیت آن را زیر سؤال می‌برند. اگر سود و منفعتی از این راه نصیبتان شود مالیات به آن تعلق می‌گیرد، زیرا ادامه خدمات درآمدی آمریکا (IRS) ارزهای دیجیتال را جزو اموال و دارایی‌ها می‌داند.

ارزهای دیجیتال شاید ارز آینده نباشند، اما برخی آنها را ارزشمند می‌دانند و برخی دیگر معتقدند که این ارزها آمده‌اند که بمانند. برنامه پاداش‌دهی هتل‌ها، خطوط هواپیمایی، و حتی استارباکس (Starbucks) و دانکین دوناتز (Dunkin’ Donuts) را در نظر بگیرید. همه اینها ارزشمند هستند از آن جهت که ما استفاده از آنها را به نفع خود می‌دانیم و همگی ارزهای دیجیتال هستند؛ آنها به ما امکان می‌دهند تا در ازای پرداخت مجازی از کالا یا خدمات بهره‌مند شویم. ما به جای دلار از امتیازات دیجیتال استفاده می‌کنیم و این امتیازت دیجیتال همانند ارزهای دیجیتال به شکل همتا به همتا مبادله می‌شوند. مثلاً من ۱۲۵ «ستاره» از حساب استارباکس خود به حساب دیگری منتقل می‌کنم و در عوض از یک فنجان قهوه ماکیاتو برخوردار می‌شوم.

ما این ارزهای دیجیتال را ارج می‌نهیم از آن جهت که مطمئنم وقتی بخواهیم آنها را نقد کنیم در دسترس قرار دارند. با این وجود، همه داشته ما در واقع اعتماد به موجودیت شرکت مربوطه در آینده جهت تحقق وعده‌های خویش است.